سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
قاصدک

چه ساده بودم...

وقتی که فکر می کردم نیمه ی گمشده ای وجود داره که تنهایی آدمو پر می کنه... آدم تنها میاد تنهام می ره. فقط از یه موقعیت هایی استفاده می کنه و یه موقعیت هایی رو هم به باد می ده. ولی در کل بختت که سیاه باشه با هیچی نمی تونی سفیدش کنی...

اصلاً این دنیا همش دروغه یه هیچیش دل نبندین... چشم رو هم بذارید باید بند و بساط جمع نکرده ریق رحمتو سر بکشین...

نمی دونم چرا اومدم تو این دنیا و چرا این همه تلخی میبینم و چرا بی خبر باید برم به ناکجا. اصلاً نویسنده قصه ی ما چرا مخفیه. خب یه الویی چیزی... این که نمیشه اون قدرت مطلق و ما عروسک خیمه شب بازی! بعدم این ماییم که قراره جزقاله بشیم. 

هر کی فهمید به منم بگه


نوشته شده در دوشنبه 96/2/4ساعت 11:48 عصر توسط خاله سارا نظرات ( ) | |


قالب وبلاگ : قالب وبلاگ